حاجيه خانم علويه كرمانى
14
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى
با همه دشوارىهايى كه وى در سفر حج تحمّل كرده و شرحش را در اين اثر آورده و به خصوص با حساسيتى كه او داشته ، باز هم نگارش همين مقدار از زبان يك زن بسيار ارزشمند است . زمانى كه وى در راه جبل از مكه به سمت عراق مىرود و منازل را يكيك پشت سر مىگذارد ، درباره نوشتن سفرنامهاش مىنويسد : « از كرمان كه آمدم ، اين كتاب را برداشتم كه به خوبى و خوشمزگى تفصيل حال سفر را بنويسم . چند منزلى خوب ، بد نبود ، مىنوشتم . بعد اسبابى فراهم آمد كه فرصت نوشتن نبود . از ناخوشى مرحومه خانم و اوقات تلخ و حواس پريشان و بعضى خيالات ده روز پونزده روز نمىنويسم . وقتى كه تنها باشم ، خلوت باشد چند كلمه مىنويسم . آن هم كجا يادم مىماند كه چه كرديم و كجاها آمديم . بس كه حواسم پريشان است و اوقاتم تلخ . امروز ساعتى خلوت شده ، سركار حاجى خان تشريف بردند بازار ، و الا شب [ و ] روز از چادر بيرون نمىروند . اگر سوارند توى كجاوه ، اگر منزل هستند توى چادر . گاهى در پشت [ و ] پناها ، شب مىنويسم ، گاهى روز مىنويسم . دستپاچه ، كه نمىدانم چه نوشتم و چه مىنويسم . چند منزل آمديم » . بدين ترتيب در مقطعى كه همراه حاجى خان است گرفتارى وى براى نوشتن نفس حضور خان است : « و اللّه اگر فرصت اين دو كلمه نوشتن را دارم . در حضور سركار خان بايست هيچكار نكرد ، ساكت و صامت نشست ، مؤدب . البته رسم بزرگى همين است » . اين مشكل از نجف به بعد كه وى از خان جدا مىشود ، حل شده و نوشتن براى او آسانتر مىشود . با اين همه در جريان بازگشت به ايران و زمانى كه از روستاها و شهرهاى ايران مىگذرد ، نوشتن سخت است ، اما وى ولو اندك ، يادداشتى مىنگارد . در سرپل ذهاب مىنويسد : « دو از روز چهارشنبه گذشته وارد طاقگرا شديم . آنجا هم همه درختهاى سبز خرّم ، رودخانهء بزرگى ، خانههاشان روى كوه ، همه سنگى ، سقفها چوب ، ولى در كاروانسرا زوّار گرفته بود . ما رفتيم در خانهها منزل كرديم . ما در جايى منزل كرديم كه دو گاو با گوساله ، دو الاغ ، گوسفند ، مرغ ، سگ ، گربه ، قريب ده نفر هم صاحب خانه هستند . در يك اطاق خيلى خوش مىگذرد . خداوند سلامتى بدهد . همهء اينها مىگذرد . آشپزى هم توى